تبليغاتX
دنیای زیست شناسی
سپاس خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکراندرش مزید نعمت

                                          ز نا امیدی بسی امید است

وودي آلن

کارگردان، تهيه كننده،‌نويسنده و هنرپيشه مشهور كه جوايز بسياري را در زمينه هنر سينما از آن خود كرده است،‌در زمينه توليد فيلمهاي متحرك در دانشگاه نيويورك سيتي و سيتي كالج نيويورك نه تنها موفق نشد بلكه جزو مردودين اين رشته بود. و همينطور در رشته زبان انگليسي در n.y.u نيز جزو مردودين بود.

 الكساندر گراهام بل

گراهام بل.‌مخترع تلفن، پس از اختراع خود نتوانست اختراع ويژه اش را به دنياي تجارت عرضه كند. او براي يافتن يك پشتيبان براي اجراي نقشه اش تحت فشار بسيار شديدي قرار داشت. در 1876 او به كمپاني بزرگ وسترن يونيون پيشنهاد داد كه  در ازاي دريافت صد هزار دلار، حقوق انحصاري اختراع ويژه اش را به آنان بفروشد! ولي جالب آنكه رئيس اين شركت بزرگ، پيشنهاد او را رد كرد و در حالي كه گراهام بل را با سوالات كوته بينانه خود تحت فشار قرار داده بود به او گفت: تو فكر مي كني اين اسباب بازي الكتريكي چه استفاده اي براي شركت مي تواند داشته باشد؟!

 وينستون چرچيل

مردي كه تا سنين بالا فقط عنوان شهروند پيش كسوت را، آن هم به دليل سنش داشت در سن 62 سالگي به مقام نخست وزيري رسيد. او به اندازه يك عمر كامل و تقريبا بطور دائم،‌در تلاش براي رسيدن به رتبه هاي بالا شكست خورد و در نهايت توانست به آنچه مي خواست برسد!

 كلينت ايستوود

هنرپيشه معروف فيلمهاي وسترن كه شهرت بسياري را در سينما از آن خود كرده است در ابتداي كارش نه تنها فرد مطرحي در اين رشته نبود بلكه آينده او توسط كمپاني هاي فيلمسازي، نااميدكننده پيش بيني شده بود و او را فردي مي ناميدند كه دندانهاي لب پريده دراد و سيب آدم (استخوان جلوي گلو)‌ او بيش از حد بيرون زده است و بيش از حد آرام حرف مي زند. اين تصوير او در ذهن كمپاني هاي بزرگ بود!

 آلبرت انيشتين

او در مقاطع تحصيلي خود بسيار ضعيف بود. در كلاس اول ابتدايي و امتحان ورودي دانشگاه پلي تكنيك زوريح رد شد! ولي در نهايت يكي از نامدارترين دانشمندان تاريخ شد!

 ويليام فالكنر

كسي كه در مقطع متوسطه تحصيلات خود رد شد و كارش فقط پرسه زدن در آمريكا و كانادا بود! او رشته هاي زيادي را امتحان كرد از جمله نام نويسي براي نيروي هوايي كانادا، سعي كردن براي ورود به دانشگاه، كار كردن بعنوان رئيس پستخانه كه در نهايت به خاطر آنكه سر كار و در وقت كاري، خود را به خواندن و مطالعه سرگرم مي كرد او را اخراج كردند!

سپس او نويسندگي را امتحان كرد و 5 كتاب تا سال 1930 نوشت ولي حتي از اين طريق هم موفق نشد تا خانواده خود را از نظر مالي تامين كند؛ ولي مايوس نشد. در نهايت در سال 1949 موفق به گرفتن جايزه نوبل در رشته ادبيات شد!

هنري فورد

هنري فورد بارها و بارها شكست خورد و تقريبا 5 بار ورشكست شد تا در نهايت موفق شد به آنچه در نظر داشت برسد.

جالب آنكه او در ساخت اولين ماشين دست ساز خود فراموش كرده بود دنده عقب را در ماشين تعبيه كند! در سال 1957 وقتي به ماشين ساخت خود مباهات مي كرد درهاي ماشين بسته نمي شدند و كاپوت ماشين هم باز نمي شد! رنگ ماشين پوسته پوسته شده بود و بوق آن گير كرده بود و به گونه اي بود كه فروشش غير ممكن بود! ولي بعدها توليدات او بسيار چشمگير و مشهور شد.

 

اميدها را مي توان افزود و بيمها را مي توان كاست. خداوند هميشه تجربيات جديد و شگفت انگيزي براي ما در پرده دارد. اغلب وقتي به نظر مي رسد كه همه چيز به انتها رسيده و شب به تاريك ترين حد خود نزديك شده، ‌خداوند معني متفاوتي را برايمان رقم مي زند و معناي اين انتها،‌شروعي تازه است و بشارت دهنده آنكه نور در راهست زيرا كه روش هاي او با روش هاي ما فرق دارد! اگر او بخواهد در انتهاي نااميدي ها،‌اميدواري عظيمي در انتظارست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 8:42  توسط ایازی  |